X
تبلیغات
جدیدا شده نا کجا آباد؟؟؟ - سپیده .
به سوی او که هر چه دارم از اوست . یاریم کنید تا او را بیابم!!

 

 

سپیده از آوازخوانانی است که فعالیت خود را در جامعه ی هنری ایرانی ردر امریکا آغاز کرد. نمی توان گفت تازه وارد است چرا که بیش از ده سال است که قدم به دنیای موسیقی گذاشته است. ابتدای کارش را با گروه «سیلوئت» به سرپرستی «شهبال شب پره» آغاز کرد و با دو خانم خواننده که آنان نیز تازه کار بودند، ترانه های سه صدایی اجرا می کردند. در میان این سه خواننده ی تازه وارد، سپیده بیش از آن دو جلب توجه می کرد. پس از چند سال، گروه سیلوئت را تنها گذاشت و کار مستقل خود را آغاز کرد.

 

این طور به نظر می آید که سپیده همه ی تلاش خود را می کند تا کار متفاوتی ارایه دهد، اگر چه که در زمینه ی موسیقی هنوز موفق به ارایه ی کاری متفاوت نشده، اما در زمینه ی نوع لباس پوشیدن و ظاهر شدن در ویدیو ها و عکس ها، کارش با سایر همکاران اش تفاوت دارد. البته نوع کاری که سپیده ارایه می دهد در مارکت ایرانی متفاوت به نظر می رسد، اما اگر به مارکت جهانی نگاه کنیم می بینیم که روش کاری سپیده، یک کاپی بسیار کمرنگ و بی رمق از خواننده های غیرایرانی است که می توان از آن با عنوان «تقلید آبکی» یاد کرد.

تاکید می کنم که «تقلید آبکی» در زمینه ی موسیقی نیست، در زمینه ی نوع لباس پوشیدن و ظاهر شدن در ویدیو ها و عکس هاست. در زمینه ی موسیقی سپیده نه کار تازه ای انجام داده و نه کار باارزش و درخور توجه. اما در آن زمینه ی دیگر، گویا تا اندازه ای موفق بوده است.

 

برای یافتن زندگینامه ای از سپیده و کار هنری اش، همه ی اینترنت را جست و جو کردم، اما با کمال حیرت، بیش تربا این عنوان ها رو به رو می- شدم:

 - آلبوم عکس های جدید از سپیده خواننده ی ایرانی

 - زیباترین و کامل ترین عکس های سپیده

 - عکس هایی از سپیده خواننده ی ایرانی

 - تصاویری از سپیده خواننده ی ایرانی

 - عکس س.ک.س.ی سپیده خواننده

 - سری عکس هایی از سپیده

 - آخرین و جدیدترین عکس های سپیده خواننده ی ایرانی

 - عکس های زیبا از سپیده خواننده ی ایرانی

 - آرشیو عکس های زیبای سپیده خواننده ی ایرانی

 - چند تا عکس خیلی خفن از سپیده

 - جدیدترین و زیباترین عکس های سپیده

به همین دلیل می گویم در زمینه ی غیر موسیقی موفق به نظر می آید!!

 

سپیده گویا در چهاردهم ژانویه در تهران متولد شده،  در چه سالی؟ فعلن آشکار نشده است. خودش می گوید:«در یک خانواده ی مذهبی به دنیا آمدم. پدرم یک انسان مذهبی و معتقد بود که کاروان حج به مکه می برد، اما با این که بسیار مذهبی بود اما عقایدش را به فرزندانش تحمیل نمی کرد و مادرم هم یک خانم مذهبی است که هنوز هم قرآن می خواند.»

سپیده همچنین در باره ی پدرش گفت:« سخت ترین خداحافظی، خداحافظی با پدرم بود، برای این که انتظار خداحافظی سریع را با او نداشتم، خیلی دردناک بود.»

سپیده پس از مستقل شدن در کار هنری، آلبومی با نام«دختری در آینه» را منتشر کرد. این آلبوم از نظر موسیقی حرفی برای گفتن ندارد اما گویا موزیک ویدیوهای آن در شهرت سپیده موثر بود.

او می گوید: «من هدف های زیادی دارم. از نظر کار هنری هدف ام این است که یک روزی مردمی که به کارم گوش می دهند، مرا به عنوان یک آرتیست بفهمند و در مورد من قضاوت نکنند!! و از نظرشان کسی باشم که در زندگی دور وبری ها تاثیر مثبت بگذارم.

من یک آرتیست ام. در لحظه ای که کارم را انجام می دهم بستگی دارد که در چه حالتی باشم. برای من خسته کننده شده بود که بترسم که آیا چه کسی دارد درست می گوید؟ تا آلبوم قبلی تحت تاثیر نظرات اطرافیان بودم، چون کم تجربه بودم تحت تاثیر قرار می گرفتم.

اگر من آرتیست واقعی هستم، آرتیست باید خودش را ابراز کند بدون این که برای اش مهم باشد که در موردش چه فکر می کنند، این به آن معنی نیست که بی احترامی می کنم یا به نظرات مردم اهمیتی نمی دهم، اما این عقیده ی من است.

پس از انقلاب و دو دسته شدن آرتیست ها، تعدادی از هنرمندان به این جا آمدند و کار کردند و موسیقی را نگه داشتند که من مدیون آن ها هستم.  این دو دسته گی باعث شد  که تصمیم گیری آرتیست ها، سخت تحت تاثیر درآمد قرار بگیرد، برای این که باید این جا زندگی می کردند. به همین دلیل خیلی از ما مجبور شدیم که خیلی کارها را انجام بدهیم که آرتیستیک نیست ولی پولسازه. هنرمندانی که در کشورشان سوپراستار بودند، این جا کسی آن ها را نمی شناخت. پس باید کار می کردند و درآمد می داشتند و این باعث می شد که آرتیست، آلبوم را طوری درست کند که بتواند از آن پول دربیاورد و برنامه داشته باشد و این کار اصلن آرتیستیک نیست.

برای آلبوم جدید، من دوست داشتم یک کاری را که خیلی ممنوع بود انجام بدهم. به من می گفتند این آخرشه، با این کار دیگه تموم شدی. ولی من این کار را کردم.»

البته منظور سپیده در مورد ترانه های آلبوم جدید نیست و اصولن حرف های او در مورد انجام دادن کار ممنوع، در مورد موسیقی نیست، بلکه بیش تر در مورد تصاویر آلبوم است، یعنی این که او کار ممنوع و متفاوت را در تصاویر آلبوم انجام داده است.

 

سپیده در این باره می گوید:

«من به اندام و زیبایی زن افتخار می کنم و هیچ اشکالی  در کارم نمی بینم. آرتیست باید کار متفاوت انجام بدهد، ده سال پیش، هیچ ایرانی «رپ» را نمی پسندید و می گفت «رپ» با فرهنگ ما هماهنگ نیست. اما الان چه؟ الان همه «رپ» می خوانند. ما ده سال از موسیقی دنیا عقب ایم. «رپ» را که الان همه می خوانند، من ده سال پیش خوانده بودم.»

 حرف های سپیده کمی تامل لازم دارد. آیا متفاوت بودن در تصاویر یک آلبوم موسیقی و انجام کار ممنوع در تصاویر، به متفاوت شدن کار موسیقی کمک می کند؟؟؟

آیا ترانه های این آلبوم نیز مانند تصاویر آن متفاوت و انجام کار ممنوع است؟؟

آیا انجام کار ممنوع در تصاویر آلبوم، سبب تحول و پیشرفت موسیقی می شود؟؟

در مارکت ایرانی، تصاویر آلبوم تنها کاری که می تواند انجام بدهد این است که مخاطبان ایرانی را به سمت خود جلب کند تا آن ها خواننده ای ایرانی را ببینند که نوع پوشش اش با دیگر همکاران اش تفاوت دارد و به همین دلیل آلبوم را بخرند تا از همه ی تصاویر آن بهره مند شوند و شاید یکی دو بار هم به ترانه های آن گوش کنند. گمان نمی کنم بیش از این کاری از دست تصاویر آلبوم ساخته باشد!!

البته انجام کار ممنوع، در فرهنگ ایرانی و جامعه ی ایرانی شهامت می خواهد، در واقع سپیده برای انجام چنین کاری، ترس و کمرویی را کنار گذاشت و شهامت به خرج داد، اما نتیجه ای که از این شهامت حاصل می شود، چه ربطی به متفاوت بودن موسیقی و پیشرفت آن دارد؟؟؟ به راستی نتیجه ی این شهامت چه خواهد بود؟؟

 

«سپیده» گفته است که ده سال پیش کاری متفاوت انجام داد و «رپ» خواند، اما کسی آن را نپسندید، اما الان همه «رپ» می خوانند. یعنی این که الان همه به کاری که او ده سال پیش انجام داده بود روی آورده اند. اینک نیز او متفاوت بودن در پوشش را سرلوحه ی کار خود قرار داده و امیدوار است که ده سال دیگر همه ی آن هایی که به خوانندگی روی می آورند، باز هم به تفاوت پوشش او برسند، خُب، اگر هم رسیدند بعد چه اتفاقی خواهد افتاد؟؟ «رپ» نوعی موسیقی است، اگر الان خواننده های ایرانی به رپ خوانی ده سال پیش خانم سپیده رسیدند، به هر شکل تغییر و تحولی در موسیقی بود، اما نوع لباس پوشیدن سبب چه تحولی در موسیقی می شود؟

نوع پوشش، زیبایی صورت و اندام و شیک پوشی و متفاوت بودن پدیداری هنرمند در جامعه،  همه و همه در موفقیت یک آرتیست دخالت دارند، اما عوامل موفقیت یک خواننده، اگر پشت هم به صف بایستند، عوامل ظاهری از قبیل زیبایی و تناسب اندام و متفاوت بودن پوشش، در آخر صف قرار می گیرند، بنابراین نخست باید به عوامل جلوی صف اهمیت داد و بعد سایر موارد حاشیه ای.

اگر هنرمندی، ته صف را مقدم بداند، فقط تا این حد شناخته خواهد شد که مردم بگویند وای چه زیبا است! یا چه اندام متناسبی دارد یا چه شیک پوش است. فقط ارایه ی عوامل ته صف به تنهایی، نمی تواند سبب پذیرفتن موسیقی او از جانب مردمی که اهل موسیقی هستند باشد و نیز کمکی هم به پیشرفت موسیقی نخواهد کرد.

 

سپیده می گوید: «من عاشق سبک «راک» هستم و آلبوم«بی پروا» یک بخش از زندگی خود منه ، يعنی به جايی رسيدم كه اگر ترس نداشته باشم، آزادانه تر زندگی می كنم. ترس بيش تر باعث بدبختی های دنياست. همون جور كه توی آلبومم نوشتم، «گر می خواهيد عشق رو بشناسيد، بايد ترس نداشته باشيد.»اين آلبوم كار فوق العاده شوبرت آواكيان هست. ملودی و تنظيم همه ی آهنگ ها مال خودشه كه حرف نداره.

تو اين آلبوم افتخار كار كردن با خانم ترانه مكرم ، بابك روزبه كه شعرهای دلنشين ميگه، يك شعر از خانم زويا زاكاريان و يكي از خانم هما ميرافشار كه بازسازی يكی از آهنگ های خانم«حميرا» هست رو داشتم.

تو این آلبوم در اصل هشت تا آهنگه. اما چون من با شوبرت كار می كنم و اون خودش آهنگ ها رو می سازه، اول يك نسخه از آهنگ را روی پيانو ميخونه و به من ميده. اين بار آن قدر خوب اين آهنگ ها رو اجرا كرده بود كه من صدای خودش رو هم ته آلبومم ضبط كردم. من احساس می كنم خود شوبرت اين كار را قشنگ تر از من اجرا كرده، چون كار اصلی خودشه!

در اين آلبوم زن قربانی نيست ... احساسی هست، اما بدبخت نيست. يعنی در اين آلبوم به جای اين كه بگيم«منو نگذار، نرو، عاشقتم، ....» ميگه: «برو بابا! تو نيومدی يكی ديگه مياد ...» ، به نظر من هر زن از نظر روحی و احساسی خيلی بزرگه و دوست دارم با اين آلبوم يك پيغام خوبی براشون داشته باشم.

 

حالا من  پرسشی از خانم سپیده دارم: آیا «برو بابا، تو نیومدی یکی دیگه میاد» یعنی شناخت عشق؟ که برای شناخت آن باید ترس نداشت؟

مصاحبه کننده ای که پیش از انتشار آلبوم «بی پروا» با سپیده گفت و گویی انجام داده بود ، بعد از شنیدن آلبوم «بی پروا» این چنین نوشته:

وقتی كه با سپيده اين مصاحبه را انجام دادم، آلبوم بيرون نيامده بود و با همديگه تند تند چند تا كار نيمه كاره شو فقط شنيديم. ولی حالا كه آلبوم را شنیدم، متوجه يه نكته منفی و يه نكته مثبت شدم.

سپيده اون حس «راك» را نتونست در آلبوم حفط كنه و درسته كه از لحاظ ويديویی خيلی بی پرواست، ولی هنوز تو كلامش نرفته اون طرف مرز قرمز يا جایی كه بچه های زيرزمينی دارند تجربه ميكنند. كار عجيب و جالب اين آلبوم مربوط می شه يه يك جمله از سپيده كه از مصاحبه حذف كردم و الان پشيمونم. سپيده می گفت: از آلبوم قبليش آهنگ «كيش» خيلی باب می شه.

حالا متوجه شدم كه بيش تر آهنگ های آلبوم جديدش كاملن حس بندری با يه تنظيم الكترونيك يا گاهی يه كمی «راك» را داره. سپيده خيلی جرات داره كه مرز بشكنه ولی محيط لس انجلس بهش اجازه نميده. در اون محيط بايد دایمن كارشو توجيح كنه و با بن بست روبرو بشه به هر حال ادامه دادم و ازش پرسيدم:

 - توی زندگی يك سال گذشته ات، چه چيزهايی اتفاق افتاده كه ربطی به اسم آلبوم داشته باشه؟

 - سپیده گفت: من مدتيه كه به صورت تحقيقاتی يك سری كلاس ميرم و كتاب می خونم. كتاب هايی درباره ی خودسازی و بهتر شدن به عنوان يك انسان. در اين مدت اتفاقاتی برام افتاد كه ممكنه برای همه ی ما پيش بياد. ترس از پير شدن، ترس از تصادف، ترس از بی پولی، حسادت و ... من بعد متوجه شدم ريشه ی همه بدختی ها در ترسه. احساس كردم چه قدر خودم به عنوان يك انسان، اسير اين ترس ها هستم و اين كه چرا بايد زندگيمو با اين ترس ها خراب كنم. هميشه بايد نقطه ی مقابل ترس كه همون عشق هست را داشته باشيم. چون عشق مدارا مياره.

درسته كه اين آلبوم خيلی طول كشيد به بازار بياد، اما با سرعت دارم روی آلبوم بعديم كار می كنم. الان سه تا ازآهنگ های آلبوم بعديم آماده هست. به اميد خدا اين آلبوم كه به بازار بياد، آلبوم بعدی يك سال بعدش آماده ميشه.

 

سپیده می گفت: «من در شروع کارم، در دنيای واقعی خودم نبوده. دنيايی بوده كه وقتی وارد كار هنری شدم به خاطر تجربه ی كمتر و پخته نشدن در كار، احتياج داشتم در اون باشم. اما چيزی كه الان از من می بینید، خودم هستم.»

البته به باور من ِ مخاطب هم، بهترین و شاخص ترین کار یک هنرمند این است که خودش باشد و خود را شبیه آن چیزی که نیست، نشان ندهد. اگر سپیده به واقع، همینی است که در آلبوم «بی پروا» ارایه داده است، باید به او درود فرستاد که با مردم به صداقت رفتار کرده است. به باور من تنها نکته ی مثبت کار هنری سپیده، همین است که «خودش است». امید که این ادعا در سال های آینده بیش تر خود را به رُخ بکشد.

سپیده اهل ورزش نیز هست، خودش در این باره به مصاحبه کننده می گوید:

« من بوكس تايلندی می كنم. البته نه به خاطر دعوا كردن، بلكه به خاطر نگه داشتن فرم بدنم. البته شما كه توی اروپا زندگی می كنيد خيلی بهتر می- تونيد بدنتون را روی فرم نگه داريد. چون هم خوراك بهتری می خوريد و هم پياده روی بيش تری می كنيد. در امريكا هر جا كه ميری برات يك ظرف بزرگ چلوكباب ميارن، من هم كه عاشق غذا هستم!»

با آرزوی موفقیت برای «سپیده» و این که نگاه می کنیم تا ببینیم روش متفاوت او به کجا خواهد رسید.

+ نوشته شده در  24 Aug 2010ساعت 11:13 AM  توسط صابر |